Are you علی نعمتی?

Claim your profile

Publications (2)0 Total impact

  • [Show abstract] [Hide abstract]
    ABSTRACT: مقدمه و هدف: بکار گیری راهکارهای مناسب برای بهبود الگوی تغذیه ای در صدر اولویتهای بهداشت تغذیه ای قرار دارد. یکی از این راهکارها، آموزش بهداشت تغذیه می باشد. انواع آموزشها به مادران ارایه می گردد اما تاثیر این آموزشها کمتر مورد ارزیابی واقع شده است. این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه تاثیر روشهای آموزش حضوری و غیرحضوری کارکنان و رابطان بهداشت بر آگاهی مادران از تغذیه شیرخوار و تغییرات آنتروپومتریک شیرخواران آنان انتخاب و اجرا گردید. روش کار: این طرح یک مطالعه شبه تجربی بود. در این طرح، تاثیر روش آموزش حضوری مشتمل بر آموزش چهره به چهره و آموزش غیرحضوری با استفاده از یک کتابچه آموزشی توسط کارکنان و رابطان بهداشتی شهر اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. جامعه پژوهشی ما مادران و کودکان شیر خوار زیر 6 ماه آنان بودند که در سه ماه آخر سال 1387 و سه ماه اول سال 1388 به مراکز بهداشتی درمانی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. در این مطالعه، تعداد 303 نفر از 16 مرکز بهداشتی بصورت تصادفی ساده بعنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها یک پرسشنامه دارای اعتبار و روایی بود. مداخله آموزشی به روش حضوری و غیر حضوری بر اساس برنامه از قبل تعیین شده اجرا و پس از 2 ماه، سنجش مجدد انجام گرفت. یافته های این تحقیق در نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین سن مادران 9/26 با انحراف معیار 8/5 بود، حدود 90% مادران خانه دار، حدود 75% از مادران فقط از شیرخودشان استفاده می کنند و حدود 3% خانمها فقط از شیر خشک استفاده می کنند. بیشترین اطلاعات خانمهای شیرده به ترتیب از طریق کارکنان و رابطان بهداشتی کسب شده بود. یافته های این تحقیق با استفاده از آزمون ANOVA نشان داد که روش اموزش حضوری کارکنان نسبت به غیر حضوری کارکنان و حضوری و غیر حضوری رابطان بهداشت موثر تر بوده و اختلاف میانگینها در چهار روش معنی دار بود(P<0/05). اختلاف معنی داری بین سطح دانش تغذیه آنها در مورد تغذیه کودکان قبل و پس آموزش مشاهده شد( p< 0.05). بین روشهای آموزش و سطح آگاهی بعد از آموزش تفاوت معنی داری وجود داشت( p< 0.05). اختلاف آماری معنی داری بین قد و وزن قبل از آموزش و پس از آموزش مشاهده گردید( p< 0.05). نتیجه گیری: هر چند آموزش حضوری کارکنان از بقیه موثرتر بود ولی هر چهار روش در افزایش آگاهی و تغییرات آنتروپومتریک موثر بود لذا پیشنهاد می گردد که انواع آموزشها بکار گرفته شود تا آگاهی و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و پیشگیری کننده از سوء تغذیه کودکان بهتر گردد اما به آموزش چهره به چهره کارکنان بیشتر توجه شود.
  • [Show abstract] [Hide abstract]
    ABSTRACT: مقدمه : زمينه و هدف: فرآيند آموزش علوم پزشکي بخش مهمي از آموزش عالي است که با حيات انسانها سرو کار دارد و توجه به کميت و کيفيت آن ضروري مي باشد. ارزشيابي آموزشي يک راهبرد اساسي اين فرآيند است و بخشي از اين ارزشيابي به ارزشيابي رئوس مطالب و سرفصلهاي ارائه شده توسط مدرسان مربوط ميشود. هدف اين مطالعه، تعيين تعداد جلسات برگزار شده و ميزان رعايت رئوس مطالب سرفصلهاي وزارتي توسط مدرسان دروس نظري دانشکده پزشکي، پيراپزشکي و بهداشت دانشگاه علوم پزشکي اردبيل بود. روش تحقيق : اين مطالعه از نوع توصيفي مقايسه ايي بود. جامعه مورد پژوهش را مدرسان دروس تئوري دانشکده پزشکي، پيراپزشکي و بهداشت دانشگاه علوم پزشکي اردبيل تشکيل مي داد. رئوس مطالب سرفصلهاي کليه دروس نظري (غير از دروس عمومي) ارائه شده در نيمسال دوم سالتحصيلي دانشکده مذکور مورد بررسي قرار گرفت. روش کار چنين بود که مطالب ارائه شده در کلاسها از نمايندگان کلاسها اخذ و پس از آماده سازي، با سرفصلهاي وزارتي تطبيق داده شدند. آنگاه، داده ها وارد نرم افزارSPSS گرديده و مورد تجزيه وتحليل آماري قرار گرفت. نتايج : يافته هاي اين مطالعه نشان داد که ميانگين جلسات دروس يک واحدي، 2/7 جلسه با انحراف معيار8/0، ميانگين جلسات دروس دو واحدي، 9/13 جلسه با انحراف معيار 2/1 و ميانگين رعايت رئوس مطالب سرفصلهاي مدرسان، 8/62% بود. يافته هاي اين بررسي نشان داد که بين متغيرهايي مانند سن، جنسيت، وضعيت تاهل، تعداد فرزند، سابقه تدريس، نوع استخدام، مقطع تحصيلي مدرس، داشتن مسووليت اجرايي يا مديريتي مدرس، داشتن طرح درس، فولتايم بودن و تعداد واحدهاي محوله با تعداد جلسات تشکيل شده همبستگي آماري معني داري وجود ندارد. اما بين متغيرهايي مانند وضعيت تاهل، تعداد فرزند، وضعيت استخدامي، داشتن طرح درس و مسووليت مديريتي با ميزان تطبيق رئوس مطالب ارائه شده مدرسان با سرفصلهاي مصوب همبستگي آماري معني داري وجود دارد(70% R > و P=0.05). طبق اين يافته ها و با در نظر گرفتن شرايط مطلوب و استاندارد، به نظر ميرسد وضعيت فعلي جلسات تشکيل کلاسها و ميزان رعايت رئوس مطالب سرفصلها رضايت بخش نيست و اين روند بر تحقق اهداف دانشگاه در آموزش تاثير منفي خواهد گذاشت. اين تحقيق نشان داد که افزايش سن، متاهل بودن، جنس مذکر بودن، افزايش فرزند به بيش از دو فرزند، مقطع تحصيلي کمتر و بيشتر از کارشناسي ارشد داشتن، حق التدريس بودن، استخدام قطعي بودن، سابقه تدريس بيش از 7 سال، طرح درس نداشتن، مسووليت اجرايي يا مدريريتي داشتن همزمان با تدريس و... در کم بودن تعداد جلسات درسي و ميزان تطبيق رئوس مطالب مدرسان تاثير منفي داشته اند. نتيجه گيري : براي افزايش کارآيي مدرسان در زمينه افزايش تعداد جلسات دروس و رعايت رئوس مطالب سرفصلهاي مصوب، علاوه بر انجام تغييرات اساسي در سرفصلها و به روز کردن آنها و برانگيختن دانشجويان و مدرسان براي حضور و مشارکت بيشتر در مباحث کلاسها؛ برگزاري دوره هاي بازآموزي براي ارتقاء دانش، نگرش و مهارتهاي مدرسان در زمينه هايي مانند مهارتهاي تدريس، طراحي آموزشي، اهميت رعايت مقررات آموزشي در رعايت تعداد جلسات و رئوس مطالب مصوب، اهميت استفاده از طرح درس در تدريس، اهميت کم بودن مسئوليتهاي هيات علمي يا عدم ارائه واحد اضافه بر واحدهاي موظفي آنها، عدم ارائه واحدهاي بيش از موظفي به اساتيد رسمي، نظارت کمي و کيفي بر تدريس و بخصوص بر سرفصلها و محتواهاي مدرسان حق التدريسي و ... پيشنهاد مي گردد.